لغت نامه دهخدا
عطرسازی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) عِطارة. ( از منتهی الارب ). ساختن عطر. عطر و خوشبوی ساختن و با آن دمسازی کردن:
تا شب آنجا نشاط و بازی کرد
عودسوزی و عطرسازی کرد.نظامی.
عطرسازی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) عِطارة. ( از منتهی الارب ). ساختن عطر. عطر و خوشبوی ساختن و با آن دمسازی کردن:
تا شب آنجا نشاط و بازی کرد
عودسوزی و عطرسازی کرد.نظامی.
ساختن عطر عطر و خوشبوی ساختن و با آن دمسازی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر توز همزمان با دیگر تمدن های دیگر جنوب همچون شهر های باستانی دالکی،آز،زیراه،جطوط،سنا در زلزله سال 576 شمسی به تخریب 90 درصدی همراه می گردد و صنعت پارچه و عطر سازی از خرما به طور کامل از بین می رود.