عصیان کردن

لغت نامه دهخدا

عصیان کردن. [ ع ِص ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طغیان کردن. سرکشی کردن. عصیان ورزیدن. عاصی شدن:
خویشتن را چون فریبی چون نپرهیزی ز دیو
چون نهی چون خود کنی عصیان بهانه برقضا.ناصرخسرو.بسا شها که بگشت او ز دوستی ملک
بسا امیر که با رای شاه عصیان کرد.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

طغیان کردن سرکشی کردن

جمله سازی با عصیان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرادم زین خرابی بیخودی دان نه عصیان کردن و کار بدی دان

💡 گفته ای در غم ما ترک مراد خود کن تو و بخشایش بی حد، من و عصیان کردن

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز