لغت نامه دهخدا
عریض شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پهن شدن. پهناور شدن. فسیح شدن. عرض پیدا کردن. اتساع یافتن. متسع شدن. باپهنا گشتن. و رجوع به عریض شود.
عریض شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پهن شدن. پهناور شدن. فسیح شدن. عرض پیدا کردن. اتساع یافتن. متسع شدن. باپهنا گشتن. و رجوع به عریض شود.
پهن شدن پهناور شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکنیکهایی نیز وجود دارند که از عریض شدن خطوط پراش، واریانس پیکها، ضرایب فوریه و… برای شناسایی عیوب خطی، عیوب صفحهای، اندازهٔ ناحیهٔ همدوس، پاراکریستالی بودن، کرنش در شبکه و … استفاده میکنند.