لغت نامه دهخدا
عرض حیات. [ ع َ ض ِح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به خوبی و خوشی گذشتن ایام زندگانی. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
از آب زندگی به شراب التفات کن
از طول عمر صلح به عرض حیات کن.میرزا صائب ( از آنندراج ).
عرض حیات. [ ع َ ض ِح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به خوبی و خوشی گذشتن ایام زندگانی. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
از آب زندگی به شراب التفات کن
از طول عمر صلح به عرض حیات کن.میرزا صائب ( از آنندراج ).
بخوبی و خوشی گذاشتن ایام زندگانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آب تلخ گردد عرض حیات افزون گرطول عمر افزود از آب زندگانی
💡 از آب زندگی به شراب التفات کن از طول عمر صلح به عرض حیات کن
💡 نیست طول عمر را کیفیت عرض حیات ما به آب تلخ، صلح از آب حیوان کردهایم
💡 زانکه در عرض حیات آمد ثبات از خدا کم خواستم طول حیات