عرشیان. [ ع َ ] ( اِ مرکب ) جمع فارسی عرشی، منسوب به عرش. کنایه از ملائکه مقربین و حاملان عرش باشد. ( آنندراج ) ( برهان ). روحانیان. ملائک:
عرشیان بانگ و علی الناس زنند
پاسخ از خلق سمعنا و اطعنا شنوند.خاقانی.عرشیان سایه حقش دانند
اختران نور مطلقش دانند.خاقانی.تا به دور دولت او گشت شروان خیروان
عرشیان فیض روان بر خیروان افشانده اند.خاقانی.ز بند جهان داد خود راخلاص
به معشوقی عرشیان گشت خاص.نظامی.
اسم: عرشیان (پسر، دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: aršiyān) (فارسی: عرشيان) (انگلیسی: arshiyan)
معنی: ساکنان آسمان، ملائکه، فرشتگان، عرش ( عربی ) + ی ( فارسی ) + ان ( فارسی ) ملائکه
[ویکی نور] عرشیان تألیف دکتر سید جعفر شهیدی، اثر کوتاهی از ایشان در باره حرمین شریفین و آثار تاریخی آن است که بیشتر برای حجاج نوشته شده است.
اصل کتاب «عرشیان» مقدمه ای بود که ایشان بر کتاب «در راه خانه خدا» اثر عزالدین قلوز نوشتند
آنچه در این مختصر فراهم آمده، حداقل معلوماتی است که هر زیارت کننده خانه خدا باید دارا باشد، بلکه هر مسلمان مستطیع یا غیر مستطیع باید آن را بداند
کتاب، مشتمل بر مقدمه ناشر و نویسنده، مطالبی درباره استطاعت، عربستان سعودی و وهابیت و در آخر دو فصل کلی درباره مکه و مدینه و آثار آن دو است. نویسنده در نگارش کتاب از منابع مکتوب بهره گرفته و دیدگاه و نظر خود را نیز همراه با ذکر مشاهدات و تغییرات امروزین بیان کرده است.
نویسنده در اولین مبحث کتاب، استطاعت را چنین معنا می کند: «استطاعت حج را فقهای مذاهب اسلام در رساله های عملی و کتاب های مناسک معنی کرده اند؛ آن قدر پول که بتوان به مکه رفت و برگشت، آن اندازه که زن و بچه او تا بازگشت وی، بدان زندگی کنند؛ به علاوه دارا بودن مایه ای برای گذران خود و عائله اش پس از بازگشت از سفر؛ همین و همین؛ تکلیفی ساده»
💡 عرشیان را صبح عید آن ساعتی چون شود بیدار چشم ملتی»
💡 آب گز گاو سارش باد کو را عرشیان آتش ضحاک سوز و اژدها خور ساختند
💡 این همه اعجوبه دروی گرد کرد عرشیان را بر درش شاگرد کرد
💡 فرشیان از نور او روشن ضمیر عرشیان از سرمهٔ خاکش بصیر
💡 قدسیان را بطاعت تو مدار عرشیان را بحضرت تو وصول
💡 هم عرشیان ز بال به خاک افکنند فرش هم قدسیان به قاتل و سامع دعا کنند