عرش فرسا

لغت نامه دهخدا

عرش فرسا. [ ع َ ف َ ] ( نف مرکب ) ظاهراً کنایه از فرشته و ملائک:
هر سحرگاهش دعای صدق ران
پس به سوی عرش فرسائی فرست.خاقانی.

جمله سازی با عرش فرسا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریغ آن بلند اختر و رای تو دریغ آن سر عرش فرسای تو

💡 چرخ اطلس نیز شد مانند کرسی پرنجوم از نشان نعل رخش عرش فرسای شما