لغت نامه دهخدا
عرش اعظم. [ ع َ ش ِ اَ ظَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عرش بزرگ. عرش بزرگتر:
ای ذره ای از نور تو بر عرش اعظم تافته
وز عرش اعظم درگذربر هر دو عالم تافته.عطار.
عرش اعظم. [ ع َ ش ِ اَ ظَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عرش بزرگ. عرش بزرگتر:
ای ذره ای از نور تو بر عرش اعظم تافته
وز عرش اعظم درگذربر هر دو عالم تافته.عطار.
عرش بزرگ عرش بزرگتر
💡 این کتاب از عرش اعظم آمده این کتاب از نطق آدم آمده
💡 در پیش موج گریه زمین را چه اعتبار این سیل را معامله با عرش اعظم است
💡 قدم در نِه به بام عرش اعظم که پیشت ارزنی باشد دو عالم
💡 ببار گاه تو سر بر زمین نهد ورنه چه جای بر سر کرسی است عرش اعظم را
💡 سید سریر سلطنش عرش اعظم است تا بار یافت در حرم کبریای تو