عربانه

مترادف‌ها

ارابه، گاری

لغت نامه دهخدا

( عربانة ) عربانة. [ ع َ رَ ن َ ] ( اِ ) دف و دائره باشد و بعضی دائره حلقه دار را گویند. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

گاری، کالسکه، دلیجان.

جمله سازی با عربانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و چون مدت اقامت كه ده روز بود تمام شد، عربانه كرايه مى كند و عازم بر حركت مىشود و براى زيارت وداع به حرم مطهر مشرف و پس از زيارت نزد ضريح امامين عليهماالسّلام مى نشيند مشغول خواندن زيارت عاشورا مى شود، پس در آنحال خادم ايشان حاج فرهاد بچه را بغل كرده به حرم مشرف مى شود و سپس چشم بچه راكه با پارچه اى بسته بود به ضريح مى مالد و پس از زيارت از حرم بيرون مى رود.

💡 پس به سمت سامرا حركت مى كند به قصد اينكه ده روز آنجا بماند و در راه به واسطهشدت گرما و غبار راه و حركت عربانه درد چشم بچه سخت تر و چند برابر مى شود پساز ورود به سامرا بچه را نزد قدس الحكما كه معروف به حافظالصحه وافلاطونزمانش بود مى برد، مشغول معالجه مى شود ثمرى نمى بخشد و مى گويد حتما بايدبچه را بزودى برسانى به بغداد نزد فلان كه متخصص بيمارى چشم است و مسامحه مكنكه خطرناك است.

💡 پیرمرد سالخورده با تلاش بسیار سعی داشت عربانه پر از سبدهای سبزیجات را از میان جمعیت شلوغ بازار به سمت خانه خود هدایت کند.

💡 در زمان‌های قدیم، حمل و نقل کالاهای سنگین در کوچه‌های باریک شهر عمدتاً با استفاده از عربانه و نیروهای انسانی انجام می‌شد که بسیار دشوار بود.

💡 کودک با هیجان به دنبال عربانه کوچکی می‌دوید که پدرش برای بازی کردن در پارک به او هدیه داده بود و او را بسیار خوشحال می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران