عبدالله بن خباب

عبدالله بن خباب بن ارت، از اصحاب وفادار و باایمان امیرالمؤمنین علی(ع) بود که پدرش خباب از نخستین مسلمانان و از معذبین در راه اسلام به دست مشرکان بود. وی در ماجرای رویارویی امام علی(ع) با خوارج، به عنوان یکی از مظلوم‌ترین شهدای تاریخ اسلام شناخته می‌شود. زمانی که خوارج در مسیر حرکت به سوی نهروان، در یک نخلستان به عبدالله و همسر باردارش برخوردند، از او درباره امام علی(ع) پرسیدند و او با شجاعت تمام، امام را عالم‌ترین و باتقواترین فرد در دین خدا معرفی کرد. خوارج با استناد نادرست به آیات قرآن، او را محکوم به مرگ کردند و این صحابی نیکوکار را کنار نهر آبی خواباندند و سر بریدند. سپس همسر باردار او را نیز به شهادت رساندند و چند زن دیگر را کشتند. این جنایت هولناک، عمق انحراف و خشونت این گروه را نشان داد و یکی از دلایل مهم جنگ نهروان و مقابله امام علی(ع) با ایشان شد. شهادت عبدالله بن خباب به عنوان نمادی از فداکاری در راه دفاع از حق و ولایت، در منابع تاریخی و حدیثی مانند کتاب «منتهی الآمال» شیخ عباس قمی به تفصیل ثبت شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] عبدالله بن خباب بن الاَرَت، از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام و پدرش از معذبین فی الله بوده و اوست که خوارج نهروان در وقت سیرشان به نهروان عبورشان به نخلستان و آبی افتاد عبدالله را دیدند که بر گردن خود قرآنی هیکل نموده، سوار بر درازگوشی است و با او است عیال او در حالتی که زوجه او حامله بود، عبدالله را گفتند: چه می گوئی در حق علی بعد از تحکیم؟ گفت: اِنَّ عَلِیّا اَعْلَمُ بِاللّهِ وَ اَشَدُّ تَوَقِیا عَلی دینِهِ وَاَنْفَذُ بَصیرَةً.
گفتند: این قرآنی را که در گردن داری ما را امر می کند که تو را بکشیم. پس آن بیچاره مظلوم را نزدیک به نهر آوردند و او را خوابانیدند و مثل گوسفند سر بریدند که خونش داخل در آب شد و هم زوجه او را شکم دریدند و چند زن دیگر را نیز به قتل رسانیدند و اتفاقاً در آن نخلستان خرمائی افتاده بود یکی از ایشان یک دانه برداشت و در دهان گذاشت او را صدا زدند که چه می کنی؟ او فوراً از دهان افکند و به خنزیری رسیدند یکی از ایشان بزد و او را بکشت، گفتند: با وی که این فساد است در زمین و انکار بر او نمودند.
حاج شیخ عباس قمی, منتهی الامال، قسمت اول، باب سوم، در تاریخ حضرت علی علیه السلام

جمله سازی با عبدالله بن خباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالله بن خباب ارت را بدون جرم گناه كشته واهل اعيال او را قتل عام كرده ايد، او از اصحابرسول خدا صلى الله عليه و آله بود قاتلين او و زن و فرزندانش را به من واگذاريدتا قصاص كنم، به سبب جهالت و گمراهى خود را به هلاكت نيندازيد، اگر قاتلين عبدالله بن خباب را تحويل من ندهيد به خدا سوگند شما را رها نمى كنم و به يارى واستعانت خداى بزرگ شما را مجازاتى سخت مى نمايم.

💡 اى على عليه السلام تو از حق بازگشتى، به گمراهى گراييدى، بعد ازرسول خدا صلى الله عليه و آله، در امت او هيچ كسى از تو عثمان شقى تر نيستقاتل عبدالله بن خباب را از ما خواستى، بدان كه همه ما،قاتل او هستيم، در پايان ما را به جنگ تهديد كردى، بيا نزديك تر، ما با عزمى استوارآماده پيكار با تو هستيم.

💡 قتل و شرارت و ناامنى كه اين افراد شرور در قلمرو حكومت اسلامى ايجاد كرده بودند،امير مؤ منان را سخت نگران كرد و با بسيج نيروها به سوى آنها حركت كرد. و زمانى كهبه ارودى آنان رسيد نخست فرمود: قاتل عبدالله بن خباب را به ماتحويل دهيد.

💡 بعد از اينكه جنگ صفين خاتمه يافت، عده اى از لشكر امام جدا شدند و با كنايه و ياصريحا مطالب بى ربطى را به حضرت نسبت دادند؛ تا اينكه عده آنان به چهار هزارنفر رسيد و بر اميرالمؤمنين (عليه السلام ) خروج كردند خوارج با عبدالله بن وهبراسبى، بيعت كردند و به طرف مدائن رفتند و عبدالله بن خباب فرماندار امام را در مدائن شهيد كردند و شكم زن او را كه حامله بود دريدند و ديگر زنان را نيز كشتند.

💡 پس جمعى از اصحاب شمشيرها را حمايل كرده و در وفادارى و حمايت از على عليه السلامگفتند، كه يا اميرالمؤ منين ! ما با جان مال و فرزند در فرمان تو هستيم هر چه دستورفرمايى مطيع و فرمانبرداريم. از جمله آنانسهل بن حنيف، صعصعة بن صوحان عبدى، عبدالله بن خباب، منذر بن جارود عبدى و مالكاشتر نخعى بودند.