عبدالرحمان بن محمد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عبدالرحمان بن محمد (ابهام زدایی). عبدالرحمان بن محمد ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • عبدالرحمان بن محمد خضرمی، معروف به ابن خلدون، تاریخ نگار، جامعه شناس، مردم شناس و سیاست مدار و از پیشگامان تاریخ نگاری به شیوهٔ علمی• عبدالرحمن بن محمد البکری، بزرگ ترین جغرافی نگار عرب اندلس و نیز ادیب در سده ۵ ق• عبدالرحمان بن محمد بسطامی، عبدالرحمان بن محمدبن علی بن احمد، دانشمند و مؤلف قرن نهم• عبدالرحمان بن محمد بن عبدالسلام، عبدالرحمان بن محمد بن عبدالسلام، معروف به ابن الغرامی، فقیه شافعی• عبدالرحمان بن محمد بوشنجی، عبدالرحمان بن محمد داودی بوشنجی، فقیه و محدث خراسان در قرن پنجم• عبدالرحمان بن محمد ثعالبی، ثعالبی، عبدالرحمان بن محمد، کنیه اش ابوزید، مفسر، محدّث و فقیه مالکی الجزایری در قرن نهم• عبدالرحمن بن محمد انباری، اِبْن اَنْباری، یا انباری، ابوالبرکات عبدالرحمان بن محمد، کمال الدین، نحوی، لغت شناس و نیز فقیه و محدث • عبدالرحمن بن محمد انصاری اسیدی، ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن عبدالله الانصاری الاسیدی، مردی فقیه، مورخ، عالم و از مردم قیروان• عبدالرحمن بن محمد جزیری، جَزیری، عبدالرحمان بن محمد، فقیه و عالم مصری
...
جمله سازی با عبدالرحمان بن محمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سعيد از اصفهان به حوالى قم و سپس به آذربايجان رفت و مدتى در آن نواحى مى زيست، ولى چون توقف طولانى در آن محيط دور افتاده، او را اندوهگين ساخت، ناگزير بهعراق آمد و در لشكر عبدالرحمان بن محمد بن اشعث كه بر ضد حجاج قيام كرده بود،شركت جست.
💡 خبر ماجرا پيشتر به اميرالمؤ منين عليه السلام رسيده بود. از اين رو به مسيب چند روزاجازه ملاقات نداد. سپس او را احضار نموده توبيخ كرد و فرمود: سستى كردى و فرصترا از دست دادى. مسيب پوزش خواست و گروهى از بزرگان كوفه وساطت كردند كهحضرت از او راضى شود. حضرت جوابى نفرمود و او را به يكى از ستون هاى مسجد بست و به قولى حبس كرد سپس او را خواست و فرمود: درباره تو افرادى وساطت كردندكه تو پيش من از آنها اميد بخش ترى. من دوست نداشتم كسى از ايشان منتى بر تو داشتهباشد. آن گاه از او اظهار رضايت كرد و وى را به همراه عبدالرحمان بن محمد كندى ماءمور جمع آورى صدقات (زكات ) كوفه نمود. سپس از آنها حسابرسى كرد. چوناشكالى بر آنها نيافت. ماءموريتشان را تمديد كرد و فرمود: