عایب
مترادفها
عیب، نقص، ایراد
لغت نامه دهخدا
عایب. [ ی ِ ] ( ع ص ) عائب. دارای عیب.رجوع به عائب شود. || شیر خفته و دفزک.
جمله سازی با عایب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز نقصان ادراک و جهل مرکّب چو آیینه قلب، معیوب و عایب