عاطی

مترادف‌ها

بخشنده، عطا کننده، دهنده

لغت نامه دهخدا

عاطی. ( ع ص ) گیرنده. و در مثل است که عاط بغیر أنواط؛ أی یتناول ما لامطمع فیه و لامتناول؛ یعنی کاری میکند که فائده ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گیرنده

فرهنگ اسم ها

اسم: عاطی (پسر) (عربی) (تلفظ: ati) (فارسی: عاطی) (انگلیسی: ati)
معنی: بخشنده

جمله سازی با عاطی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنه عاطی، روستایی از توابع بخش چغامیش شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.

💡 در متون عرفانی و فلسفی قدیمی، خداوند را به عنوان بزرگترین عاطی نعمات و بخشنده تمام زیبایی‌ها و درکات معنوی که انسان در این جهان فانی تجربه می‌کند، توصیف کرده‌اند.

💡 دانشمندان معتقدند که طبیعت، عاطی اصلی تمام انرژی‌های حیاتی است که باعث تداوم حیات موجودات زنده در شرایط بسیار سخت و محیط‌های نامساعد سیاره زمین می‌شود.

💡 او را در میان دوستانش به عنوان عاطی بخشندگی و مهربانی می‌شناختند، زیرا همیشه بیش از آنچه نیاز داشت به دیگران کمک می‌کرد و از مال خود می‌گذشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران