عاره

لغت نامه دهخدا

( عارة ) عارة. [ رَ ] ( ع اِ ) چیز عاریتی. ( منتهی الارب ). رجوع به عاریت شود.

فرهنگ فارسی

چیز عاریتی

جمله سازی با عاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چه بسا مى شود كه كلمه تمام در جاى وصفكمال است عمال مى شود، و آن را است عاره از اين مى گيرند، به اين ادعا كه آن وصف زايداز بس مورد اعتنا و اهميت است جزء ذات به حساب مى آيد (و مثلا مى خواهند بگويند انسانىكه عالم نيست اصلا انسان تمام نيست تا به اين تعبير اهميت علم را برسانند) و مراد ازاتمام حج و عمره همان معناى اول يعنى معناى حقيقى كلمه است، نه است عاره آن.

💡 از اينجا معلوم شد كه مراد از خيط ابيض، فجر صادق است، و كلمه (من ) بيانيه است، وجمله:( حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخى ط الاسود) ازقبيل است عاره است، يعنى سفيدى گسترده و افتاده در آخر افق تاريك را تشبيه بهريسمانى سفيد، و تاريكى را تشبيه به ريسمانى سياه كرده است و آن خط سفيد مجاورخط سياه قرار دارد.

💡 ظاهر از كلمه لباس همان معناى معروفش مى باشد، يعنى جامة اى كه بدن آدمى را مىپوشاند و اين دو جمله از قبيل است عاره است، براى اينكه هر يك از زن و شوهر طرفديگر خود را از رفتن به دنبال فسق و فجور و اشاعه دادن آن در بين افراد نوعجلوگيرى مى كند، پس در حقيقت مرد لباس و ساتر زن است، و زن ساتر مرد است.

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز