بی ربط

لغت نامه دهخدا

بیربط. [ رَ ]( ص مرکب ) ( از: بی + ربط ) بی پیوستگی و ارتباط. که ربط ندارد. که منظم و منتسق نیست. || بی ترتیب. بی نظم. ( آنندراج ): سخن بیربط گفتن؛ سخنان نامنظم و غیرمنسجم گفتن. پرت و پلا گفتن. رجوع به ربط شود.

فرهنگ معین

(رَ ) [ فا - ع. ] ۱ - (ق مر. ) بدون ارتباط، بی رابطه. ۲ - بی اساس، مهمل.

فرهنگ عمید

۱. بی ارتباط، بی رابطه.
۲. بی نظم وترتیب.
۳. بی اساس و مهمل.

فرهنگ فارسی

۱ - بدون ارتباط بی رابطه. ۲ - بی اساس مهمل. ۳ - ( صفت )بی اطلاع بی علم ۴ - بی ترتیب بی نظم.

ویکی واژه

sconnesso
بدون ارتباط، بی رابطه.
بی اساس، مهمل.

جمله سازی با بی ربط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیام‌های حیاتی و مولکول‌های مشابه که در این موقعیت بی ربط است، متفاوت باشد. تاکنون پنج

💡 برو عارف که اینجا خبط کردی مر این اندیشه را بی ربط کردی

💡 در خلق اگر به این بعد بی ربطی وفاق‌ست پیغام سر توان برد دشوار تا به گردن

💡 این سازه در طول ۱۷۴۰–۱۷۳۵ ساخته شده‌است و در طول زندگی توسط شرف النساء بیگم به عنوان اتاق مدیتیشن مورد استفاده قرار گرفت. شرف النساء بیگم ساختاری را به عنوان محلی برای خواندن قرآن در صبح‌ها ساخته بود. او با استفاده از نردبان چوبی از ساختمان بالا رفت و از ساختمان پایین رفت. پس از مرگ، اتاق تعمق به مقبره او تبدیل شد، به گونه ای که حتی در مرگ نیز می‌تواند در پوردا و از نظر مردان بی ربط بماند.

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز