لغت نامه دهخدا
طوق ماه. [ طَ / طُو ق ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هاله و خرمن ماه است و آن دائره ای باشد که در برخی از شبها از بخار بر دور ماه بهم میرسد. ( برهان ) ( آنندراج ).
طوق ماه. [ طَ / طُو ق ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هاله و خرمن ماه است و آن دائره ای باشد که در برخی از شبها از بخار بر دور ماه بهم میرسد. ( برهان ) ( آنندراج ).
هاله و خرمن ماه است و آن دائره باشد که در برخی از شبها از بخار بر دور ماه بهم میرسد.
💡 بوسه داده نعل یکران تو طوق ماه نو سجده برده پیش دیوان تو، طاق ابروان
💡 بعید نیست که با طوق ماه نو، سازد حکیم عشق تو، مجنون عشق را عاقل
💡 مشتری طبعان به گوش و گردنش طوق ماه و عقد پروین کرده اند