طلبان

لغت نامه دهخدا

طلبان. [ طَ ل َ ] ( نف، ق ) در حال طلبیدن.
- طلبان کردن؛ به صورت آئینی کسی را نزد خود خواستن. به مزاح گویند: بار اولی است که او مرا طلبان کرده است؛ یعنی واخوانده است.
طلبان. [ طَ ل َ ] ( اِخ ) شهری است. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

در حال طلبیدن یا طلبان کردن

جمله سازی با طلبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسعود پزشکیان و علی مطهری نیز از فراکسیون امید اصلاح طلبان به ترتیب با ۱۵۷ و ۱۴۳ رأی از مجموع ۲۷۹ رأی در جایگاه نایب رئیس اول و دوم ابقا شدند.

💡 درمان طلبان از تو دوا جسته ولیکن من سوخته دل ساخته با درد و بلایت

💡 شاهد ناطق کامل طلبان خاموشی است شکوه دوری راه است ز نقصان طلب

💡 و ايـن مـيـزان و الگوئى است براى شناخت رهبران راستين، از فرصت طلبان دروغين، كههر گامى را بر مى دارند به طور مستقيم يا غير مستقيم هدف مادى از آنان دارند.

💡 فانیا بیش مکن ناله ز ویرانی ازانک گنج معنی طلبان خیمه به ویرانه زدند

💡 مقصد طلبان جوش غبارند در این دشت بگذار دمی چند که می‌تاخته باشند

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز