طلا باف

لغت نامه دهخدا

طلاباف. [ طِ / طَ ] ( ن مف مرکب ) طلابافته. زربفت:
لباس صورت اگر واژگون کنم بیند
که خرقه خشنم جامه طلاباف است.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) زربفت: جامه طلا باف.

جمله سازی با طلا باف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لباس صورت اگر واژگون کنیم، بیند که خرقه ی پشمین جامه ی طلا باف است

💡 در بازارهای سنتی، هنوز هم می‌توان هنرمندانی را یافت که با دقت و ظرافت بسیار زیاد، به عنوان یک طلا باف ماهر مشغول کار هستند.

💡 آن طلا باف قدیمی با استفاده از تکنیک‌های اصیل و قدیمی، زیورآلاتی می‌ساخت که هر کدام داستانی از هنر و مهارت را روایت می‌کردند.

💡 شغل طلا باف نیاز به صبر بسیار زیاد، دقت در جزئیات و تسلط کامل بر ابزارهای ظریف کار با فلزات گرانبها دارد که هر کسی قادر به آن نیست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران