فرهنگستان زبان و ادب
{étude (fr. ), study} [هنرهای تجسمی] طرح ها و تمرین های اولیۀ یک اثر هنری
{étude (fr. ), study} [هنرهای تجسمی] طرح ها و تمرین های اولیۀ یک اثر هنری
طرحها و تمرینهای اولیۀ یک اثر هنری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رابطهٔ عکاسی و هنر از آغاز با دشواریهایی درآمیخته بودهاست. نقاشان همواره عکس را چیزی در حد یک پیش طرح مقدماتی، منبع پیش پا افتادهٔ اندیشهها یا ثبت مضامینی دانستهاند که تدریجاً تکمیل شود و به صورت یک اثر کامل درمیآید.
💡 طرح مقدماتی و هدایت نامه تکنیکی و اقتصادی پروژه از طرف وزارت انرژی در حال اجراات قرار دارد.