طرح مقدماتی

مترادف‌ها

طرح اولیه، پیش‌نویس، پیش‌طرح

متضادها

طرح نهایی

فرهنگستان زبان و ادب

{étude (fr. ), study} [هنرهای تجسمی] طرح ها و تمرین های اولیۀ یک اثر هنری

ویکی واژه

طرح‌ها و تمرین‌های اولیۀ یک اثر هنری.

جمله سازی با طرح مقدماتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رابطهٔ عکاسی و هنر از آغاز با دشواری‌هایی درآمیخته بوده‌است. نقاشان همواره عکس را چیزی در حد یک پیش طرح مقدماتی، منبع پیش پا افتادهٔ اندیشه‌ها یا ثبت مضامینی دانسته‌اند که تدریجاً تکمیل شود و به صورت یک اثر کامل درمی‌آید.

💡 طرح مقدماتی و هدایت نامه تکنیکی و اقتصادی پروژه از طرف وزارت انرژی در حال اجراات قرار دارد.

💡 تیم مهندسی پس از هفته‌ها تحقیق و بررسی، بالاخره توانست طرح مقدماتی را برای ساخت پل جدید در این منطقه کوهستانی ارائه دهد.

💡 قبل از شروع عملیات ساختمانی، معمار باید طرح مقدماتی را به کارفرما نشان دهد تا نظرات و پیشنهادات لازم برای اصلاحات را دریافت کند.

💡 این طرح مقدماتی تنها شامل ایده‌های اولیه و کلی است و هنوز به جزئیات فنی و دقیق برای اجرا شدن در پروژه‌ی اصلی نرسیده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران