طارقه
مترادفها
کوبنده، وارد شونده
لغت نامه دهخدا
( طارقة ) طارقة. [ رِ ق َ ] ( ع ص، اِ ) حادثة. ج، طوارق. و منه؛ اعوذ من طوارق اللیل؛ ای ماینوب من النوائب فی اللیل. ( منتهی الارب ). غائلة. آفة. رجوع به هر دو کلمه شود. || سریری است خرد. تخت کوچک. تخت خرد. || قبیله مرد. اهل و عشیرت مرد. ( منتهی الارب ). خویشان و نزدیکان.
جمله سازی با طارقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ... من نه در بامداد غاديه و نه در شامگاه طارقه از اين سنخ مطالب طرفى نبستم؛ زيراگفته هاى غريب اينان بر خلاف مبناى اهل لغت و عربيّت است.(1584)