لغت نامه دهخدا
ضوف. [ ض َ ] ( ع مص ) از پی کسی فراشدن. ( زوزنی ).
ضوف. [ ض َ ] ( ع مص ) از پی کسی فراشدن. ( زوزنی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اول اين كه مردى شيعه جعفرى را ديدم از اهالى الاحساء، جنوب غربى خليج فارس،حوالى كويت و ظهران، مى گفت 80 درصد اهالى الاحساء و ضوف و قطيف شيعه اند و ازاخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابى خبر داشت و مضطرب بود و از شنيدن خبرآزادى شما شاد شد...)