یکی از معانی این واژه آب یا رود کوچکی است، مانند آبی که میان خیبر و فید جاری باشد. ضغن همچنین نام روزی از جنگهای عرب به شمار رفته است. این واژه به معنای کرانه یا کنار چیزی نیز آمده و گاهی به ناحیه یا بغل شتر (ابط الجمل) اشاره دارد. در متون ادبی و اخلاقی، ضغن به معنای کینه، حقد شدید یا دشمنی نیز به کار رفته و همخانواده ضغینه و بغضاء است. علاوه بر این، واژه ضغن میل یا علاقه را هم بیان میکند، مانند تمایل شتر به وطنش یا میل انسان به چیزی. در معنای فعلی و مصطلح، ضغن میتواند کینه ورزیدن یا آرامیدن را نیز نشان دهد.
ضغن
لغت نامه دهخدا
ضغن. [ ض ِ ] ( اِخ ) آبی است فزاره را میان خیبر و فید. ( معجم البلدان ).
ضغن. [ ض ِ ] ( اِخ ) یوم ضغن الحرة؛ یکی از جنگهای عرب است. ( معجم البدان ).
ضغن. [ ض ِ ] ( ع اِ ) کرانه. ( منتهی الارب ). کناره.( منتخب اللغات ). || ناحیه. ( منتهی الارب ). || بغل شتر، یعنی ابط الجمل. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). || کینه. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). کین. ضغینه. ( منتهی الارب ). حقد شدید. عدوات. بَغْضاء. ج، اضغان. || میل. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). خواهانی. ( منتهی الارب ). شوق. ( منتخب اللغات ). گویند: ضغنی الی فلان؛ ای میلی الیه.ناقة ذات ضغن؛ ای مایلة الی وطنها. ( منتهی الارب ).
ضغن. [ ض َ غ َ ] ( ع مص ) کینه ورزیدن. ( منتهی الارب ). کینه ور شدن. ( زوزنی ). کینه گرفتن. ( منتخب اللغات ). || میل کردن. ( منتخب اللغات ). میل کردن بسوی دنیا. ( منتهی الارب ). || آرامیدن. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ).
فرهنگ عمید
آرامیدن.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)
جمله سازی با ضغن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افراد غيرمتعهد در هر ملتى مبتلا به نفاقند؛ هر چند نفاق برخى مرهون وَهن اراده آنها و نفاق بعضى ديگر در گرو غيض و بغض و ضغن آنان نسبت به معارف الهى است. البته اطلاق دليل لفظى در محل بحث يا موارد ديگر مى تواند شامل هر دو قسم نفاق شود؛ چنان كه اگر محذور خاصى در بين نباشد، اطلاق مزبور مى تواند شامل اظهار خالصالنه و صادقانه هم بشود.
💡 ( و اما فلانة فادركها راءى النساء و ضغن غلا فى صدرهاكمرجل القين، و لو دعيت لتنال من غيرى ما اتت الى، لمتفعل، و لها بعد حرمتها الاولى، و الحساب على الله ): و اما فلان زن (عايشه ) دچارراءى زنان گرديد، و حسد و كينه اى كه در سينه اش همانند ديگ آهنين مى جوشد، و اگربراى دستيابى به آنچه به من رسيده، دعوت مى شد تا با ديگرى مبارزه كند.