صید حرم

لغت نامه دهخدا

صید حرم. [ ص َ / ص ِ دِ ح َ رَ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) وحشی که در سرزمین حرم باشد کشتن و شکار کردن آن حرام است و اطلاق حرم بر زمین حوالی مکه معظمه کنند به این حدود اربعه: بطرف مشرق از مکه تا شش کروه و بجانب شمال دوازده کروه و بسمت مغرب هیجده کروه و بسوی جنوب بیست و چهار کروه. ( غیاث اللغات ):
خون صاحبنظران ریختی ای کعبه حق
قتل اینان که روا داشت ؟ که صید حرمند.سعدی.دگر بصید حرم تیغ برمکش زنهار
وز آن که با دل ما کرده ای پشیمان باش.حافظ.یارب مگیرش ارچه دل چون کبوترم
افکند و کُشت و عِزّت صیدحرم نداشت.حافظ.

فرهنگ فارسی

وحشی که در سرزمین حرم باشد

جمله سازی با صید حرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر من که سگ کوی توام، تیز مکن تیغ کشتن ز مروّت نبود صید حرم را

💡 از شرافت عاشقان کوی او صید حرم آن که بر خاک درش اسکندر و دارا و جم

💡 سگ کوی تو بودم پای دل بستی بر آن گیسو به جان صید حرم بودم گرفتار بلا کردی

💡 آن که با تیغ تغافل می کشد صید حرم کی به خون چون منی آلوده گردد دامنش؟

💡 دو چشم نه، دو حریفند صید کش، آذر که کشته صید حرم را در آشیان هر دو!

💡 با قرب، گل از تیغ شهادت نتوان چید بر صید حرم، آب دم تیغ حرام است

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز