لغت نامه دهخدا
صواحب. [ ص َ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صاحبة.( اقرب الموارد ). || ج ِ صاحب:
اگر آنکه داری سر میزبانی
ز ما به نبینی انیس و صواحب.
حسن متکلم ( از مجمعالفصحاء چ 1 تهران ج 2 ص 14 ).
صواحب. [ ص َ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صاحبة.( اقرب الموارد ). || ج ِ صاحب:
اگر آنکه داری سر میزبانی
ز ما به نبینی انیس و صواحب.
حسن متکلم ( از مجمعالفصحاء چ 1 تهران ج 2 ص 14 ).
= صاحبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز فقد مراد و جفای زمانه ز بعد دیار و فراق صواحب