لغت نامه دهخدا
صوابتر. [ ص َ ت َ ] ( ص تفضیلی ) درست تر. بهتر. اولی: بنده را صوابتر مینمایدکه خداوند این زمستان ببلخ رود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 284 ). سخن رفت در باب حرکت امیر تا بر کدام جانب صوابتر است. ( تاریخ بیهقی ص 54 ). رجوع به صواب شود.
صوابتر. [ ص َ ت َ ] ( ص تفضیلی ) درست تر. بهتر. اولی: بنده را صوابتر مینمایدکه خداوند این زمستان ببلخ رود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 284 ). سخن رفت در باب حرکت امیر تا بر کدام جانب صوابتر است. ( تاریخ بیهقی ص 54 ). رجوع به صواب شود.
درست تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شادی و غم چو بر گذرست آن صوابتر کآزاده شاد باشد و از غم کران کند
💡 و سدیگر روز عید پس از بار خالی کرد و وزیر و سپاه سالار و عارض و استادم و حاجبان بگتغدی و بو النّضر را بازگرفت و سخن رفت در باب حرکت امیر تا بر کدام جانب صوابتر است. این قوم گفتند: خداوند آنچه اندیشیده است با بندگان بگوید.
💡 اگر بنور کسی خاک را صفت گوید از آن صوابتر آید که مر ترا بهمال