صم و بکم

لغت نامه دهخدا

صم و بکم. [ ص ُم ْ مُن ْ وَ ب ُ ] ( ع ترکیب عطفی، ص مرکب ) کران و گنگان. این هر دو لفظ جمع اصم و ابکم است و استعمال جمع بجای مفرد برای مبالغه باشد در کثرت یا آنکه فارسیان بعض جاها صیغه جمع در مقام مفرد استعمال کنند، چنانکه حور که جمع حورا باشد. ( غیاث اللغات ). از اِتباع است و مأخوذ از آیات: صم بکم عمی فهم لایرجعون ( لایعقلون ). ( قرآن 18/2، 171 ):
به تهدید اگر برکشد تیغ حکم
بمانند کروبیان صم و بکم.سعدی.رجوع به صم بکم شود.

فرهنگ فارسی

کران و کنگان

جمله سازی با صم و بکم

💡 من ندانم خیر الا خیر او صم و بکم و عمی من از غیر او

💡 الغرض چون بختشان برگشت و طالع شد زبون صم و بکم عمی گشتند از قضا شرالدواب

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز