صق

لغت نامه دهخدا

صق. [ ص َق ق ] ( ع مص ) بانگ کردن آفتاب پرست. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) میخی که در جای سخت به کره و زور کوفته شود. ( منتهی الارب ). || در اصطلاح تجوید علامت خاصه است برای وقف، اما بشرط وصل قبل.

فرهنگ فارسی

بانگ کردن آفتاب عبدالمطلب

جمله سازی با صق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاتاه سهم لا صقی صوب الحیا مادت له الدّنیا فخر قوامها

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز