لغت نامه دهخدا
صخور. [ ص ُ ] ( ع اِ ) ج ِ صخرة. ( منتهی الارب ): همه بر آن منکر شدند و اتفاق کردند که شهادات صخور همه افک و زور است. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 353 ).
صخور. [ ص ُ ] ( ع اِ ) ج ِ صخرة. ( منتهی الارب ): همه بر آن منکر شدند و اتفاق کردند که شهادات صخور همه افک و زور است. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 353 ).
= صخره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارد خرد قوت کار عشق نیارند تاب تجلی صخور