لغت نامه دهخدا
صحافی کردن. [ ص َح ْ حا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحافی.انجام دادن عمل صحافی. رجوع به صحاف و صحافی شود.
صحافی کردن. [ ص َح ْ حا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحافی.انجام دادن عمل صحافی. رجوع به صحاف و صحافی شود.
( مصدر ) انجام دادن عمل صحافی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسینعلی متینرضا در اول اردیبهشت ۱۳۰۸ در بازارچه قوامالدوله تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ابنسینا به اتمام رساند و پس از آن وارد مدرسه خان مروی جهت تحصیل علوم حوزوی شد. در آنجا با صحافی کردن کتابهای کهنه و کثیف اندک اندک به این حرف علاقهمند شد و بدون داشتن هیچ استاد و راهنمایی در این زمینه وارد این حرف شد. پس از آن و با شدت گرفتن علاقه به صحافی به صورت داوطلبانه در کتابخانه شمس، صحافی کتابهایی را که نیاز به ترمیم داشت برعهده گرفت و در خلال این فعالیت بر تجربه و مهارتش افزوده شد.