شیرین تکلم

لغت نامه دهخدا

شیرین تکلم. [ ت َ ک َل ْ ل ُ ] ( ص مرکب ) آنکه با حلاوت سخن می گوید. ( ناظم الاطباء ). شیرین سخن:
نه از خط شیر شد پشت لب آن شیرین تکلم را
که از دل بستگیها حرف گرد آن دهن گردد.صائب تبریزی ( ازآنندراج ).رجوع به شیرین سخن شود.

فرهنگ فارسی

آنکه با حلاوت سخن می گوید.

جمله سازی با شیرین تکلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو سلطان زبان دانی و د رمدح و ثنای تو هزاران بلبل شیرین تکلم در غزل خوانی

💡 زان لب شیرین تکلم یک سخن گر بشنوم تا قیامت آن سخن ورد زبان من شود

💡 از بس که خوش ادایی و، شیرین تکلمی پرورده دایه ات مگر از شهد، جای شیر

💡 ز شوخی با من آن شیرین تکلم دهن را کرد لبریز تبسم

💡 کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم زهر خند است این که پنداری تبسم می‌کنم

💡 چنان نمود که شیرین تکلمان ظریف نبات را به تکلف نهند حنظل نام

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز