شیرجه رو
مترادفها
شیرجهزن
فرهنگستان زبان و ادب
{diver} [ورزش] 1. ورزشکاری که در رشتۀ تخصصی شیرجه فعالیت می کند 2. شناگری که شیرجه می زند
جمله سازی با شیرجه رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۱. قد شیرجهرو: برای جلوگیری از صدمات، هیچ شیرجهای نباید بهطور عمودی اجرا گردد (حتی بر لبهٔ استخر) که عمق آن کمتر از قد شیرجه رو در حالت کشیده، یعنی بازوها در بالای سر قرار داشته باشد. وقتی بدن بهطرف کف استخر حرکت میکند و در آب غوطهور میشود، با نیروی پرتاب آب به طرف سطح مواجه میشود و به نیروی حرکتیِ زیادی برای رفتنِ بیشتر به عمق آب نیازمند خواهد بود.
💡 آن ورزشکار جوان با مهارت بسیار بالا و دقت فراوان، از ارتفاع بلندی به درون استخر عمیق شیرجه رو زد تا امتیاز کامل را بگیرد.
💡 تماشاگران با هیجان بسیار زیاد، حرکت زیبایی را که آن شیرجه رو حرفهای در آب انجام داد، با دقت و تمرکز فراوان تماشا کردند.
💡 او همیشه آرزو داشت که یک شیرجه رو حرفهای شود و در مسابقات جهانی شنا و شیرجه بر روی سکوی قهرمانی بایستد.