شیخ حسن

لغت نامه دهخدا

شیخ حسن. [ ش َ ح َ س َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان سردرود بخش اسکو از شهرستان تبریز است و 318 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

جمله سازی با شیخ حسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داور دور زمان شیخ حسن آنکه به تیغ فتنه را می کند از روی زمین استیصال

💡 اولین کسی که حاکم آنجا بوده‌است: شیخ محمد بن شیخ حسن آل علی بودند، اما آخرین کسی که زمام حکم در قبضه داشتند شیخ عبدالله بن شیخ محمد آل علی بوده‌است.

💡 شیخ حسین آل‌عصفور (درگذشته ۱۲۱۶ قمری در بحرین)، از علمای امامیه بوده‌است. شیخ حسن آل‌عصفور بوشهری نیز فرزند اوست.

💡 شیخ حسن بیگ آسمان مملکت (من کل باب) شاه دلشاد آفتاب سلطنت بی هیچ شک

💡 شاه غازی ظل یزدان شیخ حسن نویان که هست گردن گردون ز بار منتش چون چنبری

💡 در همین حین شیخ حسن بیمار شد و مجدداً به مشهد و نیشابور رفت و نزدیک دو ماه در کوه‌های اطراف پنهان بود و هر چند روز مکان تازه‌ای انتخاب می‌کرد.