لغت نامه دهخدا
شیخ اویس. [ ش َ اُ وَ ] ( اِخ ) پسر شیخ حسن بزرگ، از امرای عراق. رجوع به اویس ( شیخ... ) و حسن بزرگ ( شیخ... ) شود.
شیخ اویس. [ ش َ اُ وَ ] ( اِخ ) پسر شیخ حسن بزرگ، از امرای عراق. رجوع به اویس ( شیخ... ) و حسن بزرگ ( شیخ... ) شود.
رجوع شود به:اویس جلایر (۷۳۹ـ۷۷۶ق)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایه لطف خداوند جهان شیخ اویس مردم دیده دین پشت و پناه اسلام
💡 ظل حق، شیخ اویس، آنکه ز آفات فلک ملک را در کنف چتر فلک آسا آورد
💡 دارای عهد شیخ اویس آنکه ذات اوست پیرایه ی بزرگی وسر مایه ی فطن
💡 به رسم حضرت سلطان عهد شیخ اویس که عهد سلطنتش باد متصل به دوام
💡 خدایگان سلاطین عهد شیخ اویس پنا هو پشت جهان خسرو علی الا طلاق