لغت نامه دهخدا
ایساق. ( ع مص ) بار کردن شتر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( از اقرب الموارد ). || بسیاربار گردیدن خرما بر درخت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بسیاربار شدن خرما. ( تاج المصادر بیهقی ).
ایساق. ( ع مص ) بار کردن شتر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( از اقرب الموارد ). || بسیاربار گردیدن خرما بر درخت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بسیاربار شدن خرما. ( تاج المصادر بیهقی ).
بار کردن شتر را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور دیگر بزن ایساقی دوران در بزم تا بگویم که چه بر سبحه و زنار آمد
💡 نمیرود ز سرم ذوق راحت ایساقی تو هم پر آب بقا کن قدح بنوش و مدار
💡 یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم باشد این غم که مرا کشت فراموش کنم
💡 باری ایساقی مجلس ز چه داری اکراه نیستی گر تو از این عید مبارک آگاه
💡 دامنم آلوده گشت از زهد خشک خشک مغزان دست بر دامنت ایساقی بمی ده شست و شویم
💡 عظم مست و خرابم، ندانم: ایساقی که جام باده من جنس صاف یا دردست؟