لغت نامه دهخدا
( شیکة ) شیکة. [ ک َ ] ( ع مص ) شاکة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). به خارستان درافتادن. ( آنندراج ). رجوع به شاکة شود.
( شیکة ) شیکة. [ ک َ ] ( ع مص ) شاکة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). به خارستان درافتادن. ( آنندراج ). رجوع به شاکة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بندهٔ مؤمن امین، حق مالک است غیر حق هر شی که بینی هالک است
💡 همچنین واحد تلسکوپهای ۸٫۲ متری میتوانند به صورت مجزا بکار گرفته شوند. با یک تلسکوپ این چنینی، میتوان تصاویر اجرام آسمانی کم نور با قدر ۳۰ را در یک ساعت نوردهی بدست آورد. این برابر است با مشاهده شی که ۴ بیلیون بار کمنور تر از چیزی ست که بتوان بدون کمک با چشم دید.
💡 در موردی که دو شی که در جهت موازی حرکت میکنند، فرمول نسبیتی برای سرعت نسبی مشابه فرمول برای اضافه کردن سرعت نسبی است.
💡 ایفل نرمافزار، یک شرکت تأسیس شده توسط برتراند مایر شد. ساخت نرمافزار شیء گرا شامل یک درمان دقیق از مفاهیم و تئوری تکنولوژی شی که منجر به طراحی ایفل است.