شکوه کردن

کلمه‌ی «شکوه کردن» در فارسی به معنای گله کردن، ناراحتی خود را بیان نمودن یا از وضعیتی ناخوشایند شکایت کردن است. این واژه از ریشه‌ی «شکوه» به معنای گلایه و اعتراض محترمانه گرفته شده است و معمولاً لحنی ملایم‌تر و ادبی‌تر از «شکایت کردن» دارد. وقتی کسی شکوه می‌کند، بیشتر می‌خواهد رنجش، اندوه یا دل‌گرفتگی خود را بازگو کند، نه اینکه به‌طور رسمی اعتراض یا شکایتی مطرح کند. در متون ادبی، «شکوه کردن» اغلب برای توصیف احساسات درونی، دل‌سوختگی یا گلایه‌های عاشقانه به کار می‌رود این واژه هم در مورد احساسات و دغدغه‌های عاطفی به کار می‌رود و هم برای بیان مشکلات روزمره یا ناخشنودی از رفتار دیگران استفاده می‌شود. در فرهنگ فارسی، شکوه کردن معمولاً رفتاری انسانی و طبیعی دانسته می‌شود، زیرا فرصتی برای تخلیه احساسات و سبک شدن دل است. با این حال، زیاده‌روی در شکوه کردن ممکن است نشانه ضعف یا ناتوانی در حل مشکلات تلقی شود. از نظر کاربردی، این واژه در گفتار رسمی و نوشتار ادبی رایج‌تر از مکالمات روزمره است. از نظر معنایی با عبارت‌هایی مانند گله کردن، ناله کردن، درد دل کردن و شکایت داشتن هم‌معنی است.

لغت نامه دهخدا

شکوه کردن. [ ش َ / ش ِ وَ / وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شکوه بردن. شکوه نمودن. شکایت کردن: قاضی این شکوه خدمت منصور خلیفه کرد. ( کتاب النقض ص 586 ).
نیست در بی هنری آفت نخوت صائب
شکوه از بخت مکن گر هنری نیست ترا.صائب تبریزی.جواب این غزل است این که نقد حیدرگفت
از او چه شکوه کنم عالم پریشانیست.صائب تبریزی ( از آنندراج ).بس که امشب شکوه از زلفت به سنبل کرده ام
همچو برگ لاله دودم بر زبان پیچیده است.میرزا رضی دانش ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گله کردن شکایت کردن.

جمله سازی با شکوه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفس سرکش را تهیدستی عنانداری کند از فقیری شکوه کردن کفر نعمت کردن است

💡 رحم کن ای سنگدل بر صائب شیرین سخن ورنه خواهد شکوه کردن پیش شاه دادگر

💡 این شب وصل است آشفته نه روز شکوه کردن قصه هجران دراز و عمر ما ایجاز دارد

💡 با صد زبان نداریم یارای شکوه کردن چون غنچه دل پر از خون زین ماجراست ما را

💡 از یار مصلحت نیست آهنگ شکوه کردن چون دف به حلقه ما دیوار گوش دارد