شکن شکن

لغت نامه دهخدا

شکن شکن. [ ش ِ ک َ ش ِ ک َ ] ( ص مرکب ) مجعد. پیچ پیچ. چین چین. ( یادداشت مؤلف ):
ای زلف پرخمت همه چین چین شکن شکن.؟

فرهنگ فارسی

مجعد پیچ در پیچ چین چین

جمله سازی با شکن شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه شکن شکن شده آب از شمال چون مضراب

💡 بلای جان من آن چشم فتنه‌انگیز است سیاه روزم از آن طُرّهٔ شکن شکن است

💡 خم خم و چین چین شکن شکن سر زلفش کرده ز هر سو پدید شکل چلیپا

💡 مویش گرگره گیسو شکن شکن از مشک یک ختا از نافه یک ختن

💡 شکنجِ طُرّهٔ زلفت شکن شکن شده است دلم شکنجه در آن زلف پُر شکن شده است

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز