شکمچه
لغت نامه دهخدا
شکمچه. [ ش ِ ک َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) شکم کوچک. ( فرهنگ فارسی معین ).
- شکمچه های دل؛ ( اصطلاح پزشکی ) بطون قلب. ( فرهنگ فارسی معین ).
- شکمچه های مغز؛ بطون دماغ. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
شکم کوچک. یا شکمچه های دل. بطون قلب. یا شکمچه های مغز. بطون دماغی.
دانشنامه عمومی
شِکَمچه ( gaster ) بخش خلفی ( عقبی ) گرد و درشت پس تنه metasoma است که در بدن پرده بالان Hymenoptera جداگزیده Apocrita مثل زنبور، زنبور بی عسل و مورچه دیده می شود. شکمچه در بیشتر مورچه ها با قطعه شکمی سوم شروع می شود اما در برخی موارد نیز قطعه سومی را تبدیل به یک پس باریک تنه postpetiole می کنند که در آن صورت شکمچه با قطعه شکمی چهارم شروع می شود.
جمله سازی با شکمچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عضلات مختلفی در بسته شدن دندانها نقش دارند، از جمله ماهیچه جونده و سایر عضلات فرعی. ماهیچه گیجگاهی، ماهیچهٔ جَوِشی (ماستر)، ماهیچه بالی (پتریگوئید) داخلی و خارجی عضلات جونده هستند و در بالا و پایین بردن، بیرون زدن و عقب کشیدن فک پایین نقش دارند. همچنین، شکمچههای قدامی و خلفی ماهیچه دوشکمچهای (دیگاستریک) در پایین آوردن فک پایین و بالا بردن استخوان لامی (هیوئید) نقش دارند و بنابراین برای دستگاه جونده مهم هستند.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق ناحیه شکمچه، اعلام کرد که درد بیمار ناشی از التهاب در بخشهای داخلی دستگاه گوارش است و نیاز به درمان دارد.
💡 در تمرینات ورزشی، تقویت عضلات ناحیه شکمچه برای حفظ تعادل بدن و جلوگیری از آسیبهای ستون فقرات بسیار اهمیت و ضرورت دارد.
💡 او احساس سنگینی شدیدی در ناحیه شکمچه خود داشت که ناشی از مصرف بیش از حد غذاهای پرچرب و سنگین در وعده شام بود.