لغت نامه دهخدا
شکرکننده. [ ش ُ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) شکرگزار. سپاسگزار. شکرگوی. که سپاس و ثنا بجای آرد. ( از یادداشت مؤلف ): شکرکننده را نعمت دهید ونعمت دهنده را شکر گویید. ( از امثال و حکم دهخدا ).
شکرکننده. [ ش ُ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) شکرگزار. سپاسگزار. شکرگوی. که سپاس و ثنا بجای آرد. ( از یادداشت مؤلف ): شکرکننده را نعمت دهید ونعمت دهنده را شکر گویید. ( از امثال و حکم دهخدا ).
شکر گزار سپاسگزار شکر گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا که داند که ترا تو دانی، ترا نداند کس، ترا تو دانی بس. ای سزاوار ثناء خویش و ای شکر کننده عطاء خویش! رهی بذات خود از خدمت تو عاجز و بعقل خود از شناخت منت تو عاجز، و بکلّ خود از شادی بتو عاجز، و بتوان خود از سزای تو عاجز.