لغت نامه دهخدا
شکرساز. [ ش َ ک َ ] ( نف مرکب )سازنده شکر. شکرریز. ( یادداشت مؤلف ):
در طبق مجمر مجلس فروز
عود شکرساز و شکر عودسوز.نظامی.و رجوع به شکرریز شود.
شکرساز. [ ش َ ک َ ] ( نف مرکب )سازنده شکر. شکرریز. ( یادداشت مؤلف ):
در طبق مجمر مجلس فروز
عود شکرساز و شکر عودسوز.نظامی.و رجوع به شکرریز شود.
سازنده شکر شکر ریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا که مهمان باز گردد شکر ساز پیش شه گوید ز ایثار تو باز
💡 کِلکِ شکربار صائب بر سرِ شور آمده است تنگ شکر ساز یکسر پردههای گوش را