لغت نامه دهخدا
شوهرداری. [ ش َ / شُو هََ ] ( حامص مرکب ) تیمارداری زن شوی را. شوهر را نگهداری کردن. با شوهر به سر بردن.
- امثال:
همسایه ها یاری کنیدتا من شوهرداری کنم.
شوهرداری. [ ش َ / شُو هََ ] ( حامص مرکب ) تیمارداری زن شوی را. شوهر را نگهداری کردن. با شوهر به سر بردن.
- امثال:
همسایه ها یاری کنیدتا من شوهرداری کنم.
شوهر داشتن، از شوهر مواظبت و مراقبت کردن.
[ویکی فقه] شوهرداری به معنای پایبندی زن به وظایف همسری و رعایت حقوق شوهر است.
از آن در باب نکاح سخن گفته اند.
اهمیت شوهر داری
بر هریک از زوجین واجب است به وظایف همسری نسبت به یکدیگر همت گمارده و حقوق همدیگر را رعایت کنند؛ هرچند وظایف زن نسبت به شوهر سنگین تر است؛ چندان که هیچ حقی- حتی حق پدر و مادر- به بزرگی و اهمیت حق شوهر نسبت به همسر خود نمی رسد.
شوهر داری در روایات
در روایتی از امام کاظم علیه السّلام، جهاد زن نیک شوهرداری کردن شمرده شده چنان که روایتی دیگر به نقل از امام صادق علیه السّلام، صبر و تحمل در برابر آزار و غیرت شوهر را جهاد زن دانسته است
💡 در نخستین شماره دانش توضیح داده شده بود که این مجله فقط به موضوعات خانوادگی «تعلیم خانهداری، شوهرداری و بچهداری و...» میپردازد و«از پولتیک (سیاست) مذاکره نخواهد شد». در عمل نیز به مسایل سنتی زنانه مورد علاقه زنان طبقه متوسط و بالا (نظیر بهداشت، درمان و بچهداری) میپرداخت و خواستار اصلاحات اجتماعی نبود و دیدگاه اجتماعی و سیاسی آن بسیار میانهرو بود. هرچند که گاهی به موضوعاتی نظیر زنانی که به طور غیرقانونی بچهدار میشدند و کودکان سرراهی، بیحرمتیهایی که گاه در خیابان به زنان میشد، و زنان طبقه متوسط شهری که پس از ازدواج به چشم کنیز برای شوهرانشان دیده میشدند هم میپرداخت.
💡 داستان در پانسیون ارمنیان در تهران روی میدهد. زن شوهرداری به نام هاسمیک عاشق جوانی به نام سورن است. او میخواهد به معشوقش اطلاع دهد که نمیتواند سر قرار حاضر شود. او یک روز تمام در جستجوی سورن است تا او را از نیامدن سر قرار با خبر کند. با این وجود، نه سورن و نه شوهر هاسمیک در داستان حضور ندارند و ما افکار هاسمیک را دربارهشان میخوانیم. هاسمیک معلم موسیقی سورن به نام واسیلیچ را ملاقات میکند و …