شونه
مترادفها
شانه
لغت نامه دهخدا
( شونة ) شونة. [ ش َ ن َ ] ( ع ص ) زن احمق. ( از اقرب الموارد ). زن گول. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) جای غله نهادن ( لغت مصری است ). || مرکب آماده جهاد در دریا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
زن احمق زن گول
جمله سازی با شونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اجل اجله (اجل هسّه)، شاه و گدا ندارنه هر کس پی مال (بیعمل) شونه، حیا ندارنه
💡 نه نورِ محض همی شونه نارِ صرف و بباش به گاهِ سوزش چون نار و گاهِ سازش نور
💡 ته واستره خون شونه مه دیده هایی ته واستره مه سینه ره تَشْ درآیی
💡 شیر خدا شه دُلدُل سواره، شونه خورْ بپرسین، کار مردم (امّت) چی بونه؟
💡 در سال ۱۹۲۹ میلادی این مجله به داس شونه هایم («خانه زیبا») تغییر نام داد.
💡 تپه گل شونه مربوط به دوره عیلامیان - دوره اشکانیان است و در شهرستان شوشتر، دهستان میان آب، روستای عرب حسن واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۲۱۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 او با دقت بسیار زیاد و با استفاده از یک شونه چوبی قدیمی، موهای بلند و لخت خود را قبل از رفتن به مهمانی شبانه مرتب کرد.
💡 او درد شدیدی را در ناحیه شونه چپ احساس میکرد که باعث شده بود نتواند به راحتی دست خود را بالا ببرد یا وسایل سنگین را حمل کند.
💡 برای جلوگیری از گره خوردن موها در هنگام خواب، بهتر است از یک شونه با دندانههای پهن استفاده کنید تا آسیب کمتری به ریشههای مو برسد.