شهنامه

لغت نامه دهخدا

شهنامه. [ ش َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) مخفف شاهنامه. نامه شاهان. کتابی که در آن اعمال و افعال و کارنامه ٔشاهان نوشته شود. رجوع به شاهنامه شود:
شهی کو بترسد ز درویش بود
به شهنامه اورا نشاید ستود.
فردوسی ( طبق نسخه ای که در حدود 850 هَ. ق. کتابت شده است ).
چندگویند ز شهنامه سخنهای دروغ
چند خوانند هنرهای فلان و بهمان.عنصری.اینکه در شه نامه ها بنوشته اند
رستم و روئینه تن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان ملک
کز بسی خلق است دنیا یادگار.سعدی.

فرهنگ فارسی

مخفف شاهنامه نامه شاهان.

جمله سازی با شهنامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای شاه به شهنامه درون هست که بیژن در چاه به فرموده بدخواه فتاده

💡 عیب بر شهنامه و گوینده‌اش هرگز نکرد جز کسی کش نیست عقل از وصمت نقصان بری

💡 ملکی بدین مسافت و حکمی برین نسق ننوشته‌اند در همه شهنامه داستان

💡 در اوان چارصد شد اسپری شهنامه‌اش یازده سال دگر شد عمر شاعر اسپری

💡 ز شاهان چون او کس نپرورد چرخ شنیدستم این من ز شهنامه‌خوان

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز