شهر مبارک

مترادف‌ها

شهر مقدس، شهر خجسته

متضادها

شهر ملعون

لغت نامه دهخدا

شهر مبارک. [ ش َ رِ م ُ رَ ] ( اِخ ) مبارکیة. نام یکی از شهرهای ناحیه قزوین، واین نام بدین مناسبت است که مبارک ترک یکی از غلامان آزادشده مأمون یا معتصم در مبارک آباد قلعه مبارکیه را ساخت و بدین جهت آنجا را شهر مبارک نامیدند. ( ترجمه سرزمینهای خلافت شرقی تألیف لسترنج ص 236 ).

جمله سازی با شهر مبارک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من از این خانه پرنور به در می نروم من از این شهر مبارک به سفر می نروم

💡 این روستا در شهر مبارک آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۴ خانوار) بوده‌است.[۲]

💡 مردم با اشتیاق بسیار زیاد به زیارت این شهر مبارک سفر می‌کنند تا از فضاهای معنوی و آرامش بخش آن بهره‌مند شوند.

💡 برگزاری مراسم‌های مذهبی و جشن‌های سنتی در شهر مبارک، همواره حس اتحاد و پیوند عمیق میان ساکنان و زائران را تقویت می‌کند.

💡 آرامش و سکوت حاکم بر کوچه‌پس‌کوچه‌های این شهر مبارک، هر کسی را که به آنجا قدم می‌گذارد به تأمل و درون‌نگری وامی‌دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران