شنکل

لغت نامه دهخدا

شنکل. [ ش َ ک ُ ] ( اِ ) شنگل. دزدان راه زن باشند. ( اوبهی ). دزد راهزن و عیار. ( ناظم الاطباء ). || ( اِخ ) نام پادشاه هند که به مدد افراسیاب رفته بود. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شنگل شود.
شنکل. [ ش َ ک َ ] ( اِ ) شنگل. نوعی از غله. ( از ناظم الاطباء ). || دزد و راهزن. ( ناظم الاطباء ). شنغیر و شنفیر و شنفارة به معنی بدخوی و فاحش، تعریب شَنْکُل و به معنی دزد شریر است. ( الالفاظ الفارسیة المعربة ص 103 ). و رجوع به شنگل شود.

جمله سازی با شنکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شنکلی در سال ١٩٥٩ به عنوان مربی لیورپول محسوب شد؛ تیمی که در آن زمان پنجمین سال حضورش در دسته ی دوم را تجربه می‌کرد. شنکلی در ابتدا با سختی‌های زیادی مواجه بود اما رفته رفته علاقه اش به لیورپول بیشتر شد؛ مربیان و کادر فنی مجرب لیورپول که در آن زمان شامل بزرگانی چون باب پیسلی و جو فگان بود، روی بیل شنکلی تأثیر زیادی گذاشت.

💡 سرمربی وقت لیورپول،بیل شنکلی،در ٢٤ ژوئن ١٩٦٧ وی را با مبلغ ١٨ هزار پوند از اسکانتورپ به خدمت گرفت. اولین بازی و اولین دروازه بسته کلمنس برای لیورپول در دور سوم جام اتحادیه در ٢٥ سپتامبر ١٩٦٨ در ورزشگاه آنفیلد و برابر سوانسی که در نهایت با نتیجه ٢-٠ به سود قرمزها به پایان رسید، به ثبت رسید. او دو سال در تیم رزرو پرورش یافت در این دو سال در مقاطعی نیز در تیم بزرگسالان حضور داشت.