لغت نامه دهخدا
شناص. [ ش َ ] ( ع ص ) فرس شناص؛ اسب درازهیکل توانای نجیب. ( از منتهی الارب ). فرس شَناص و شَناصی وشُناصی؛ اسب دراز شدید نجیب. ( از اقرب الموارد ).
شناص. [ ش َ ] ( ع ص ) فرس شناص؛ اسب درازهیکل توانای نجیب. ( از منتهی الارب ). فرس شَناص و شَناصی وشُناصی؛ اسب دراز شدید نجیب. ( از اقرب الموارد ).
شهرستان شناص ( به عربی: ولایة شناص ) یکی از شهرستانهای استان باطنه شمالی در منطقهٔ باطنه در کشور پادشاهی عمان است.
جمعیت آن در حدود ۴۸ هزار نفر می باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مهرماه سال ۱۳۹۵ خط مسافری بندر عباس به بندر خصب و همچنین خط تجاری بندر شهید باهنر به بندر شناص عمان با حضور جمعی از مقامات دو کشور راهاندازی شد.