شمیر
لغت نامه دهخدا
شمیر. [ ش ِم ْ می ] ( ع ص ) دانای امور. آزموده کار. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مرد جلد خویشتن ورچیده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ماده شتر تیزرو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دانای امور آزموده کار یا ماده شتر تیز رو.
جمله سازی با شمیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه گویم خصم سگ روی تو چون بیند که هر ساعت ز شمیر تو شیرافگن سگانرا هست مهمانی
💡 شمال: طول خیابان شاهرضا (خیابان انقلاب فعلی)، از حدود پیچ شمیران تا کمی بعد از چهار راه کالج که به شکل مایل به طرف غرب و خیابان سی متری (کارگر کنونی) امتداد داشت.
💡 از رأی شمیران غم دل افزون شد وز جعبه شوم کن جگرها خون شد
💡 جدا چه میکنی ای شمیر از بدن سر او گذار تا که ببندم دو دیده تر او
💡 شمیر تو آینه روی ظفر ساخت انصاف تو را واسطه عقد بنا کرد
💡 زَعفَرانیه یکی از محلههای منطقه ۱ شهرداری تهران واقع در شمال شهر تهران و منطقه شمیران است. این محلّه که در کوهپایههای البرز قرار دارد، و آمیزهای از شهرسازی مدرن و سنّتی در آن به چشم میخورد. زعفرانیه یکی از گرانقیمتترین مناطق تهران است.