شمشادقد

لغت نامه دهخدا

شمشادقد. [ ش َ/ ش ِ ق َ ] ( ص مرکب ) راست قد و بالا. ( ناظم الاطباء ). آنکه چون شمشاد قامتی راست و بلند دارد:
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی سایه سیم اندامی.حافظ.شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان.حافظ.رجوع به شمشادبالا شود.

فرهنگ عمید

شمشادبالا، راست قد، بلندبالا، آن که قامتی مانند شمشاد راست و بلند دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که دارای قدی مانند شمشاد راست است راست قد بلند بالا.

جمله سازی با شمشادقد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه شمشادقدان خسرو شیرین‌دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان

💡 از قدت پست شده سایه شمشادقدان وز تنت لرزه چو سیماب به سیمین‌بدنان

💡 همه را خاک بفرسود کنون نوبت ماست حال شمشادقدان بنگر و نازک‌بدنان

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز