شمس الملوک
لغت نامه دهخدا
شمس الملوک. [ ش َ سُل ْ م ُ] ( ع اِ مرکب ) خورشید شاهان. ( فرهنگ فارسی معین ).
شمس الملوک. [ ش َ سُل ْ م ُ ] ( اِخ ) اسماعیل بن طغتگین. سومین از اتابکان دمشق از آل بوری. ( جلوس 526-529 هَ. ق. ). ( فرهنگ فارسی معین ).
شمس الملوک. [ ش َ سُل ْ م ُ] ( اِخ ) نصر دوم ابن طفغاج. از پادشاهان ایلک خانی ترکستان ( متوفای 472 هَ. ق. ). ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
نصر دوم ابن طفغاج از پادشاهان ایللک خانی ترلکستان ( ف. ۴۷۲ ه.ق. ).
خورشید شاهان
فرهنگ اسم ها
اسم: شمس الملوک (دختر) (عربی)
معنی: خورشید شاهان، نام یکی از پادشاهان ایلک خانی ترکستان
جمله سازی با شمس الملوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شمس الملوک ناصر الدین شه که تیغ او از هم شکافت مغفر چندین سپاه را
💡 شمس الملوک ناصردین شه که روز بار شاهان ستادهاند به صف سلام او
💡 خدیو کیهان، شمس الملوک ظلّ الله پناه ملت اسلام، شاه ناصر دین
💡 جانم غریق نعمت شمس الملوک شد وین طرفه تر که میزیم اکنون به جان شکر
💡 داستانهای قدیمی حکایت از پادشاهی با نام شمس الملوک میکنند که در دوران خود با عدالت و بخشندگی بسیار زیاد شهرت جهانی داشت.
💡 در متون ادبی کهن، شخصیت شمس الملوک به عنوان نمادی از قدرت و اقتدار پادشاهان بزرگ و مقتدر در تاریخ جهان ذکر شده است.
💡 بسیاری از افسانههای محلی درباره پادشاهی به نام شمس الملوک روایت میکنند که قلمرو وسیعی را با نظم و قانون بسیار دقیق اداره میکرد.