لغت نامه دهخدا
شمردی. [ ش َ م َ دا ] ( ع اِ ) نام گیاهی یا درختی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
شمردی. [ ش َ م َ دا ] ( ع اِ ) نام گیاهی یا درختی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
نام گیاهی یا درختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خود را ز نیکان شمردی، بدی نمیگنجد اندر خدایی خودی
💡 پس از مرتضی (ع) و حسن (ع) با حسین (ع شمردی همه بنده گی فرض عین
💡 شد آن وحدت از این کثرت پدیدار یکی را چون شمردی گشت بسیار
💡 زین پیش همی روزه شمردی، گه آن بود گاهست که اکنون قدح باده شماری
💡 هرگه کسی بمردی، تو فرصتی شمردی وآن روز سیر خوردی، حلوای نوحهخوانی
💡 سبک شمردی ومیثاق مهر بشکستی مگر محبت ما بود بردل تو گران