شغله
مترادفها
مشغولیت، دلمشغولی، اشتغال
لغت نامه دهخدا
( شغلة ) شغلة. [ ش َ ل َ ] ( ع اِ ) خرمن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خرمن و خرمنگاه. ج، شَغْل. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). حدیث: ان علیاً علیه السلام خطب الناس بعد الحکمتین علی شغلة؛ ای علی بیدر. ( ناظم الاطباء ). || دفعة. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
خرمن خرمن و خرمنگاه یا دفعه
جمله سازی با شغله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جمعیت سازمانهای غیردولتی ورزش ایران در ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ در نامهای سرگشاده به رئیس سازمان بازرسی کل کشور خواستار قاطعیت این سازمان در اجرای قانون خروج دوشغلهها و چند شغلهها از ورزش دولتی گردید.
💡 قال على عليه السلام: طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب الناس. نهج البلاغهحكمت 176
💡 طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب المؤ منين من اخوانه (146)
💡 330 - عن ابى جعفر عليه السلام قال: سمعت جابر بن عبدالله الانصارىيقول: ان رسول الله صلى الله عليه و آله مربنا فوقف و سلم ثمقال: ما لى ارى حب الدنيا قد غلب على كثير من الناس ؟ - الى انقال: - طوبى لمن شغله خوف الله عزوجل عن خوف الناس، طوبى لمن منعه عيبه عن عيوبالمومنين من اخوانه.